خرید بک لینک
روز ۱۴ سپ دیوید امد. ویدیو من عالی بودم. از بازیگرها بهتر.بسیار زیبا بودم. خیلی ناراحت شدم.... بعدش ای تی..... ناراحت شدم. جمعه مایکل امد و نصب کرد ایرون گیت. عالی. پول رو نشمرد. خوشم امد از فهمش. منم براشون شکلات خریدم تو پاکت. بعد رفتم اتل. اونجا مرتض اس ام اس می خوام برم کاسکو می یای؟ من رفتم. هرکاریش کنی عوض نمی شه مرز رو رعایت نمی کنه و ضمنا حسابگر شدیده و خوشحال هم نمی شه از مثلا مصاحبه کار من.. خیلی کاراش شبیه طاهر. الان می فهمم اینها نارسیس هستن. دوست دارم دوست باشه اما همین فقط. اما نمی فهمه. باعث می شه من احساس خطر کنم و رل مدل خوبی نیست که من احساس ارامش کنم. خوبی داره دوست باشه اما .. تصمیم گرفتم براش اس ام اس ندم مگر مجبور شدم و کار واجب. شنبه رفتم نایکی.. اونجا بعدش زنگ زدم. روز قبلش مرت می گفت این کارو بکنم. داشتم می گفتم به ط که اینکارو کنم اونم شروع کرد نصیحت و ... انقدر داد زدم گفتم ماشین رو نابود کردی از پرنت جوتی یادبگیر که مریض شد همه جوری حمایت شد اما شماها مرده بودید من مریض شدم و این شد نتیجه یه عمر درد برای من... انقدر داد زدم که به هم ریختم. منی که اینقدر نیاز به ارامش دارم. کاش نداشتمشون از اول. کاش نبودن. دلم گریه می خواد. شاید چون اهنگ چشم من داریوش رو پیانوش رو گوش کردم چند بار.. شاید هم چون مقاله م چاپ شده و اسم این مردک ل روی مقاله م هست. ۷ تا ایمیل بی جواب رو بازم ایمیل می زنه. واق واق تشکرش بلند می شه .... مفت .. ... همینطور این زنه مودی فرن رو بستم. شاید هم چون تو راه امدن به هدینگ یه پسر ۱۵ ساله دیدم هیچ نمی دونه دبیرستان تموم شه چی کنه اونوقت من ۱۶ سالگی تنها رفتم مهندسی ... وقت نداشتم ..... ناراحت شدم. دلم سوخت که کودکی خوشی نکردم همیشه

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1402 ساعت: 14:09

نمی دونم دفعه قبل تا کجا نوشتم.جلوی خونه .. رزها .. قراره مایکل بیاد وصل کنه به زودی ..همینطور کلایو .. چقدر راحت شدم که فاصله خونه ها رو گذاشتیم. اون بچه ها دوباره امدن خونه همسایه ... دوربین رو مرتض امد گذاشت حالا باید وصل کنم. احساس خیلی ترس داشتم اما دیدم نمی تونم .. نامه به کارلتن و ... زدم و دیگه ول کردم. هرکاری بکنن من کاری نمی تونم بکنم... هروقت ناراحت شدی صدات رو گوش کن که الان داری گوش می دی. وقتی شعر شاملو رو می خوندی سال ۲۰۱۹.. ۴ سال قبل. عشق .. شب از ستاره ها تنها تر است. طرف ما شب نیست. من تو را دوست می دارم و شب از... ظلمت خود وحشت می کند.متیو دیوانه اخر سر قبول کرد اما نمی خواست معلوم بود .. بهرحال من درون سر کار اپلای کرده بودم و لیندا و مابقی دوست دارن. قراره اکتبر ... رفتنم ایر..؟ نمی دونم چی بگم ..احساس عجیبی دارم .. می ترسم ... در مورد پروف .. هم می دونم ادم هایی هستن که واکنش داشته باشن هم که می بینم بعضی ها خیلی بعد من شروع کردن و .. این وقت ها نمی شه مقایسه کرد .. همینطور مقاله دی اس س. راحت .. از وقتی لر رو کنار گذاشتم و اثر منفی ش رفت همه چی درست جلو رفت ... الان مونده کار کله و بعد مریم. و دو تای دیکه هم که زیر بررسی ان. تنوس رو دیدم. یه ادم نرمال. گفت یاسیمین استادش باهاش حرف نزده .. و گفتم معلومه خوب .. گفت من زودتر از اون پرف.... ایرانی ها .. شخصیتشون فرق داره ... یاسین گفت چرا .... شوآف .. پر شوآف ان ....الان از هتل تو ساس. می نویسم. این جا این کنفرن بعد مدتها بود .. هوا عالی. انگار بارسلونا باشی.... ادمها همش دنبال این ان که .. اینجا کجاست این جامعه انسانی؟..... شعر .. استفن .... الکس .. سلما .. ترک .. یاسین .. اوشیدا .. من چه احساسی دارم. جری.

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: جمعه 17 شهريور 1402 ساعت: 10:50

صفحه بندی